ساحل رضا رویگری در دورهمی مهران مدیری پولدارترین

ساحل: رضا رویگری در دورهمی مهران مدیری پولدارترین رضا رویگری تلویزیون تلویزیون دستمال برنامه بازیگر ایرانی ازدواج

گت بلاگز اخبار اجتماعی با از بین بردن انگلیسی همه قاری قرآن نمی‌شوند / حجاریان

«باید به این پرسش پاسخ دهیم که آیا فرهنگ ایرانی اسلامی تا این حد غریب و مهجور واقع شده است که در کشور عزیزمان ایران خودمان خریدار ندارد و اطفال ما زبان دوم و سو

با از بین بردن انگلیسی همه قاری قرآن نمی‌شوند / حجاریان

حجاریان: با از بین بردن انگلیسی همه قاری قرآن نمی شوند

عبارات مهم : ایران

«باید به این پرسش پاسخ دهیم که آیا فرهنگ ایرانی اسلامی تا این حد غریب و مهجور واقع شده است که در کشور عزیزمان ایران خودمان خریدار ندارد و اطفال ما زبان دوم و سوم که فرانسه و آلمانی باشد را فرا می گیرند، ولی اندک اقبالی به فارسی و عربی نشان نمی دهند. با این روال شاید دور نباشد روزی که زبان فارسی سلیس را در تاجیکستان، بلندی های پامیر، گوشه ای از هند، اوستیا یا بدخشان پیدا کنیم.»

به گزارش ایسنا، وب سایت جماران در یادداشتی به قلم سعید حجاریان نوشت: احمد فردید، به طعنه زبان انگلیسی را «زبان حمال های هنگ کنگ» می نامید و در عوض زبان آلمانی را به عنوان زبانی فاخر و فخیم جهت مباحث عمیق فلسفی و جامعه شناسی معرفی می کرد. سخن او از یک لحاظ درست بود آیا که هنگ کنگ سال ها مستعمره انگلستان بود و باراندازی جهت توزیع کالا به شمار می رفت و باربران آنجا با زبان انگلیسیِ دست و پا شکسته کار خود را پیش می بردند.

با از بین بردن انگلیسی همه قاری قرآن نمی‌شوند / حجاریان

چرا راه دور برویم، تاکسی رانان دوبی که عمدتا اهل جنوب پاکستان هستند هم به انگلیسی مسلط ند. اساسا زبان امپراطوری بریتانیا که خورشید در آن غروب نمی کرد و هند و چین و استرالیا و کانادا و آمریکا و نیوزلند و مالزی و اندونزی و بخش اعظمی از خاورمیانه زیر نگین او بود، طبیعتا دنیا شمول شده است است بعد فعلا چه بخواهیم و چه نخواهیم زبان ارتباطات، تجارت، و علم در دنیا ما، انگلیسی است.

البته که باید گفت هم زبان انگلیسی فاخر داریم که در ادبیات شکسپیر متجلی است و هم زبان انگلیسی پیش پاافتاده که حمال های هنگ هنگی بدان تکلم می کنند. متأسفانه زمانی که ما نوجوان بودیم، کتاب انگلیسی مان متعلق به زن ناهید درّی بود؛ کتابی که زبان ما را باز نکرد آیا که نویسنده به اندک کلماتی بسنده کرده بود؛ زبان عربی مان را هم از رشید شرتونی و کتاب اش «مبادی العربیه» آموختیم که آن هم به کارمان نیامد و سرانجام مجبور شدیم از طرق دیگری برطرف حاجات خود بکنیم.

«باید به این پرسش پاسخ دهیم که آیا فرهنگ ایرانی اسلامی تا این حد غریب و مهجور واقع شده است که در کشور عزیزمان ایران خودمان خریدار ندارد و اطفال ما زبان دوم و سو

زبان فن هست؛ مانند شنا و مادامی که فرد در آن نیفتد، فن را فرا نمی گیرد و به همین خاطر است که می گویند زبان را باید در محیط فرا گرفت؛ مانند شنا که نمی شود آن را از کتاب آموزشی آموخت و لاجرم باید به آب زد.

این که آیا آموزش و پرورش در بخشنامه ای اعلام کرده است در مدارس آموزش زبان انگلیسی متوقف شود در حالی که همه می دانند «العلم فی الصغر کالنقش فی الحجر» کاری است ناشدنی. آیا که موسسات شخصی حی و حاضر هستند و خانواده ها فرزندانشان را در خارج از ساعات آموزشی به این موسسات خواهند فرستاد لیکن می دانند در آینده همین طفل اگر بخواهد با ابزارهای تکنولوژیک دست و پنجه نرم کند یا ادامه تحصیل دهد سخت به زبان انگلیسی محتاج است.

اینکه ادعا شود آموختن انگلیسی مانع از انس فرزندان با فرهنگ فارسی خواهد شد، سخن عجیبی است! مگر طفل زیر دوازده سال چقدر از مدرسه تأثیر می پذیرد؟ یا اینکه اساسا مدارس چقدر در ساختن فرهنگ نقش دارند؟ می دانیم اطفال در این سنین عمدتا از خانواده خود، فرهنگ و زبان مادری را می آموزند و این امری است که کاملا از حیطه نظارت دولت خارج هست. خانواده ای که دلبسته به فرهنگ زادبوم خود است طبعاً آن را به نسل های بعدی خود انتقال یافته می کند و خانواده ای که از این فرهنگ دل کنده هست، همان مسیر را پیش پای طفل خود می گذارد.

با از بین بردن انگلیسی همه قاری قرآن نمی‌شوند / حجاریان

گمان نرود که با از بین بردن زبان انگلیسی همه فرزندان ایران، قاری قرآن خواهند شد، به تعبیر خواجه شیراز که می گوید: «حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی / دام تزویر مکن چون دگران قرآن را» از قرآن ابزاری جهت ریا و تزویر ساخته اند، چه انتظاری داریم که کودکان به سمت قرآن پیش بروند و زبان انگلیسی را رها کنند. ما در این چهل سال به قدری از فرهنگ دینی و اسلامی مان بی رویه و بدون اعتبار چِک کشیده ایم، که دیگر انبان مان خالی است و دیگر چِک مان را با هزار امضاء و تضمین و قسم و آیه نمی خرند. قرآن در کشور ما مهجور است و به قول سعدی که می گوید: «بزرگ زادۀ نادان به شهروا مانَد / که در دیار غریبش به هیچ نستانند» مانند ارز مرسوم در کشوری غریب است که در این دیار آن را نمی خرند.

امروز باید به این پرسش پاسخ دهیم که آیا فرهنگ ایرانی اسلامی تا این حد غریب و مهجور واقع شده است که در کشور عزیزمان ایران خودمان خریدار ندارد و اطفال ما زبان دوم و سوم که فرانسه و آلمانی باشد را فرا می گیرند، ولی اندک اقبالی به فارسی و عربی نشان نمی دهند. با این روال شاید دور نباشد روزی که زبان فارسی سلیس را در تاجیکستان، بلندی های پامیر، گوشه ای از هند، اوستیا یا بدخشان پیدا کنیم.

«باید به این پرسش پاسخ دهیم که آیا فرهنگ ایرانی اسلامی تا این حد غریب و مهجور واقع شده است که در کشور عزیزمان ایران خودمان خریدار ندارد و اطفال ما زبان دوم و سو

واژه های کلیدی: ایران | فارسی | فرهنگ | اسلامی | ایرانی | انگلیسی | خانواده | زندان ایران | زبان انگلیسی | زبان انگلیسی


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz